تفکر سیاسی مدرن در ذیل تفکر مدرن قرار می گیرد و از نتایج آن تاثیر می پذیرد. آنچه فلسفه سیاسی مدرن خوانده می شود، در واقع از بسیاری از جنبه ها، شکل بازسازی شده بینش مدرن در قلمرو سیاست است. به همین دلیل، نمی توان از سیاست مدرن سخن گفت، بدون آنکه ابعاد فلسفی امر مدرن را در نظر گرفت. در مقاله حاضر یکی از جنبه های تفکر مدرن، یعنی میل به بازسازی مداوم نظم و دغدغه جانشین کردن نظم جدید به جای نظم قبلی برای رفع بحران مورد بحث قرار می گیرد. فقدان این انگاره در نزد اندیشمندان پست مدرن یکی از عوامل مهم در این چرخش فلسفی پست مدرنیسم می باشد. در گفتمان پست مدرنیسم، دائمی بودن و چاره ناپذیری بحران به عنوان یک اصل پذیرفته می شود و تدبیر سیاسی برای نظم بخشی و استقرار نظم جدید مغفول می ماند. این موضوع رویکرد پست مدرن به سیاست را از رویکرد مدرن متمایز می کند. در این مقاله حاضر تبعات این طرز تلقی برای اندیشه سیاسی پست مدرن بررسی و مشارکت سیاسی به عنوان مصداقی برای این موضوع مورد بحث قرار می گیرد.